چند فعل جعلی که در لهجه‌ی محلی ما بر روی نام رنگ‌ها ساخته شده:

وا زردیدن: زرد شدن برگ گیاه یا درخت، بویژه اگر در اثر سرمازگی یا بیماری باشد.

ور سرخیدن: سرخ شدن چهره در اصل فعالیت بدنی زیاد که خون در صورت می‌دود. اصطلاح «ورسرخیدَه» در توصیف کسی که به علت هیجان، یا فعالیت بدنی زیاد یا گرمازدگی و غیره، صورتش سرخ شده، اصطلاح پرکاربردی‌ست.

در هم سبزیدن: سبز شدن انبوه گیاهی مثل گندم که همه‌ی زمین را سرسبز می‌کند. احتمالاً این فعل در گذشته به صورت «در سبزیدن» (تلفظ محلی: دَ سـُـوْزیدن) هم کاربرد داشته، مانند دیگر فعل‌هایی که بین پیشوند و فعل، «هم» می‌گیرند. فعل سبزیدن به معنی سبز شدن در تاجیکی هم کاربرد دارد.

طبق معمول، هر سه فعل پیشوند دارند. اصلاً انگار در نظر گذشتگان اُفت داشته که فعلی پیشوند نداشته باشد.

***

چند اصطلاح دیگر برای رنگ‌ها

رنگ+ زدن

سبز زدن.

سرخ زدن: وقتی که رنگ سرخ همه جا را گرفته و غالب است. مثلاً در توصیف صحرایی پر از گل لاله سرخ می‌گویند «صحرا سرخ می‌زد».م عادل آن در فارسی رسمی می‌شود «صحرا به سرخی می‌زد».

***

گِشتن: تغییر کردن رنگ

رنگـِـش بگشته: رنگش تغییر کرده

***

رنگ وَر کـِـردن: به رنگی در آمدن. مثلاً رنگ زرد ور کردن: زرد رنگ شدن

***