گوش بلی، برمایه
در لهجهی منطقهی ما گۊشبــَـلـّی /güš balli/ به کسی میگویند که قسمت بالایی گوشهایش کمی جلو-آمده است و عمود بر شقیقه قرار گرفته است. مطلب زیر را در کانال تلگرامی دکتر سیداحمدرضا قائممقامی، استاد زبانهای باستانی دانشگاه تهران، دیدم:
بلبلِگوش، بلِگوش، برگوش، ورگوش
ورگوشان یا برگوشان بنا بر افسانهها از زمرهٔ عجایب مخلوقات بودهاند که از بزرگی گوش، بسترشان گوش ایشان بوده یا از گوششان به عنوان پوشش خود استفاده میکردهاند. گلیمگوشان و فیلگوشان و بسترگوشان نام دیگر ایشان است. ابوریحان در تحقیق ماللهند ایشان را شوربکرن نامیده است و آن را چنین معنی کرده: "ای آذانهم مثل الغربال". لغت سنسکریت که در پشت این نام است śūrpakarna است. برگوشان و برچشمان و بدستیان و دوالپایان و یکپایان و سگساران و موجوداتی از این قبیل عمدتاً از نوشتههای یونانیان وارد نوشتههای پهلوی و فارسی و عربی شدهاند، از جمله از داستانهایی که دربارهٔ اسکندر ساختهاند (بعضی منابع در نوشتهٔ بنده با عنوان "تصحیح چند خطای رایج دربارهٔ نام ایران" در کتاب چهل گفتار مذکور است).
گوشور، که در شاهنامه مذکور است، معنایش دارای گوش نیست، بلکه قلب ورگوش است. ابیات مربوط به آن را لغتنامه چنین نقل کرده است:
پدید آمد از دور مردی سترگ
پر از موی و با گوشهای بزرگ
تنش زیر موی اندرون همچو نیل
دو گوشش به پهنای دو گوش پیل ...
سکندر نگه کرد زو خیره ماند
برو بر همی نام یزدان بخواند
چه مردی بدو گفت و نام تو چیست
ز دریا چه یابی و کام تو چیست
بدو گفت شاها مرا باب و مام
همی گوشبستر نهادند نام ...
سکندر بدان گوشور گفت رو
بیاور کسی تا چه بینیم نو
بشد گوشبستر هم اندر زمان
از آن شارسان برد مردم دمان
بلِگوش در لاهیجی صورتی دیگر از همین ورگوش است و بلبلِگوش همان است با تکرار جزء اول.
آنچه در این جا آمد اقتباسی است از کتاب مرحوم داود منشیزاده دربارهٔ جغرافیای شاهنامه که بنده چند جا در این یادداشتها مطالبی از آن را اقتباس کردهام تا دوستانی که امکان استفاده از آن کتاب را ندارند یکباره از آن محروم نمانند.
***
https://t.me/YaddashtQaemmaqami
*** پایان نقل قول
ظاهراً یک معنای بـَر/وَر، بزرگ است.
وَرگوش یعنی بزرگگوش، آن که گوشهای بزرگ دارد.
وَردَست یعنی بزرگدست، آنکه دستهای بزرگ دارد.
در شاهنامه است که گاوی که فریدون را شیر میداد، «بـَرمایه» نام داشت. «مایه» را خراسانیان میدانند که پستان حیوانات است و «بـَر» اگر اینجا به معنی «بزرگ» باشد، پس برمایه میشود گاوی که پستانهای بزرگ دارد، نشانهای از پرشیر و خوشنژاد بودنِ حیوان.