در یک صفحهی اینستاگرام مربوط به زبان بندری (بندر عباس) چیزی دیدم که یکی از سوالات قدیمیام را جواب داد.
در آنجا نوشته بود که در زبان بندری، گِزیدن به معنی پرتاب کردن است.
در لهجهی خراسانی ما، «تـَرغـَز دادن» یعنی پرتاب کردن. حالا ترغز /tarğaz/ یعنی چه؟
به نظرم، ترغز دادن، در اصل «تیر گــَز دادن» بوده یعنی تیر پرتاب کردن. تبدیل تیر به تـِر و بعدتر به تــَر، مطابقت دارد با بسیاری از تحولات آوایی مشابه در لهجهی ما.
نکتهی جالب دیگر این که اگر «گز دادن» به معنی انداختن باشد، پس آن واژهی «گــَـز» که در گذشته به عنوان واحد اندازهگیری به کار میرفته (شبیه متر و سانتیمتر و ... در زمان ما) هم از همین جا آمده. پس گــَز در این معنا، یعنی اندازه. دو فعل گــَـزیدن و انداختن هر دو یک معنا دارند.
انداختن در قدیم به معنی اندازه گرفتن هم بوده. از قدیمیهای آیسک شنیدم که خیاطهای قدیم میگفتهاند: «صد بار بینداز و یک بار مبُر». یعنی صد بار اندازه بگیر و مطمئن شو، بعد پارچه را ببر.
***
گز در اینجا به معنی انداختن، با «وَز» در فعل وزیدن، از یک ریشه است. «وَز» معنای آویزان بودن و معلق بودن دارد. پیداست که گز در گزیدن (انداختن) هم معنای معلق شدن در هوا را در خود دارد. هر دو از یک ریشهاند. «وَز» در واژهی «پرواز» هم آمده است. این واژهها صورتی از گز یا وز را در خود دارند: ترغز، گــَـز، پرواز، آویز (بن مضارع آویختن)، بیز (بیختن) و ... .
***
واژهی محلی هلقچ halgecj در لهجه بیرجندی، به معنی پرتاب، ظاهراً تبدیلی از وَرگز است. شاید فعلی به صورت «وَر گزیدن» وجود داشته به معنی «بر انداختن» یعنی به سوی بالا پرتاب کردن.
+ نوشته شده در شنبه ۱۸ تیر ۱۴۰۱ ساعت 14:30 توسط اَیــَـسـکـی
|