به خاطر خاک
سوال: چرا مردمان قدیم آبی را که از چشمهها و کاریزهای کوه جاری میشده کیلومترها در جوهای خاکی به عمق دشتها میبرده و در آنجا کشتوکار و زندگی برای خود میساختهاند؟ چرا همان کنار کوه سکونتگاهشان را نمیساختند؟ آنجا که هم هوا بهتر و خنکتر است، هم آب بیشتر، و هم در مواقع ناامنی به پناهگاهها (کوهها) نزدیکتر؟ آیسک، فردوس، طبس، سرایان و بسیاری از شهرها و روستاهای دیگر همین وضع را دارند. آیا آن مردم دیوانه بودهاند؟ آیا عقلشان به این مطلب ساده نمیرسیده؟
پاسخ: به خاطر خاک! بله به خاطر خاک.
خاک کنار کوهها در طول هزاران سال بارندگی، شسته شده و بسیار شنی و کمحاصل است. این خاکِ شسته شده به عمق دشتها رفته و آنجا تهنشین شده. مردم هم به ناچار به دنبال خاک حاصلخیزتر، آبوهوای بهتر را رها کرده و به عمق دشت میرفتند.
دقیقا از جادهی آیسک رو به بالا، زمین بافت شنی دارد. از جاده رو به پایین تا حدود هفت-هشت کیلومتر، زمین بافت رسی و پایینتر از آن بافت ماسهای دارد که باز ماسه بادی هم نوعی شن ریز است. معروف است که پایین دست آیسک در اطراف جادهی دوحصاران تا حدود پنح شش کیلومتر، مشخصاً در دست چپ جاده را «بـُکارو» میخواندهاند یعنی زمینی که فقط بکاری دیگر کاری لازم نیست انجام دهی (کود و غیره) خودش محصول میدهد.
در بالادست جاده، فقط بندها، خاک رسی خوبی دارند که آن هم به خاطر رسوب گل و لای در طی هزاران سال است. خاک باغهای باغستان آیسک هم خاک خوبیست. اگر کسی دقت کند زمین باغستان حدود دو متر از زمین شنی اطراف بالاتر است. تمام این دو متر ارتفاع، خاکیست که همراه آب گلآلود وارد این زمینها شده و نشست کرده است.
تجربهی من در کشاورزی میگوید «در کشتوکار در زمین شنی، خیری نیست. هدر دادن عمر و پول است».
بکارو: بکاران، اشاره داشته به حاصلخیزی خاک
زمین پـَوألی (شاید در اصل پیوالی): زمین شنی
پیوال دادن گوسپندان: یعنی گله را به محل استراحت موقتشان در طول روز بردن