خدایا بر ما مگیر. این اصطلاح در شعر شعرای قدیم هست و هنوز در بین قدیمی‌های سه‌قلعه هم به کار می‌رود. «بر ما مگیر» کوتاه شده است از اصلِ «بر ما عیب مگیر»، یعنی ما را به این گناه مگیر، ما را به این گناه عذاب مکن.

در لهجه‌ی آیسک، اصطلاح «وَر کسی گــُرُفتن» به معنی «ادای کسی را درآوردن» از همین ریشه آمده است. معنای این اصطلاح در فرایند توسعه‌ی معنایی کمی جابجا شده است. معمولاً وقتی ادای کسی را درمی‌آوریم، هدف عیب گرفتن از آن رفتار اوست. پس وقتی وَر کسی می‌گیریم در واقع بر او عیب می‌گیریم، آن رفتارش را. از همینجاست که این اصطلاح در لهجه‌ی امروزی منطقه‌ی ما چنین معنایی به خود گرفته است.

***

بر او گرفتی نیست (تلفظ محلی: وَر او گرفتــَه نـِـس): یعنی «بر او ایرادی نمی‌شود گرفت». این اصطلاح نیز صورتی دیگر از همان اصطلاح بالایی‌ست، ولی تقریباً در همان معنای اصلی‌اش به کار می‌رود. در کاربرد امروزی کمی معنی‌اش مایل شده است به این که «به حرف او اعتباری نیست». مثلاً کسی را دعوت می‌کنند به مراسمی و او می‌گوید خواهم آمد. ولی دیگران می‌گویند او سرش شلوغ است و ممکن است نتواند بیاید. در اینجا بر (حرف) او گرفتی نیست، یعنی اعتباری به قولش نیست.

فعل ماضی گرفت در لهجه‌ی ما مانند بسیاری از لهجه‌های دیگر خراسان، goroft تلفظ می‌شود. ولی در این اصطلاح، استثنائاً gereft گفته می‌شود که ظاهراً تأثیر زبان معیار است.

***

اصطلاح دیگر از این ریشه

خود را وَر کور گرفتن. در کاربرد یعنی خود را به کوری زدن. در لغت یعنی ادای کور را در آوردن.

خود را وَر کــَر گرفتن. در کاربرد یعنی خود را به کری و نشنیدن زدن. در لغت یعنی ادای کر را در آوردن.

اصطلاح محلی پرکاربرد: خور وَر کر ماٛگـِر

xor var kār māger

- خود را ور کر مگیر

- خود را به کری نزن