بــِجـَستـِش: فرار کرد، دررفت

جستن: فرار کردن

بــِـجـّی /bejji/: فرار کن. جستن به معنی فرار کردن در برخی گویش‌های لری هم هست.

وَر جـِکــّیدن /var jekkidan/: جهیدن، مانند جهیدن توپ بعد از برخورد با زمین. قاعدتاً این فعل برای اشیا است، یعنی غیرجانداران. در این کعنا، فعل وَر جَستن را هم داریم. وَر جَستن برای جهیدن بلند و وَر جـِکــّیدن برای جهیدن کوتاه.

وَر مـَـ‌جـِـکـَّـدِهٛ /var majekkade/ (مبدل: وَر می‌جـِـکـَّـدِهٛ) یعنی آن شی، حرکات پرشی دارد.

واٛ پــُـکــّـیدن /va: pokkidan/: جهیدن، پرش کردن، معادل leap و jump انگلیسی، با پرش از جایی رد شدن

پـُـک‌پـُـک: حالت جست زدن پرنده‌هایی مثل گنجشک، وقتی روی زمین راه می‌روند.

پـُـک‌پـُـک زدن یا پـُـک زدن: جست زدن، جهیدن

***

در زبان بندری (هرمزگان)، «کــُـپ چیدِن» یعنی جهیدن، پرش کردن (شباهت کــُپ آنها با پـُـک ما)، و «جـَـکیدن» یعنی پریدن (شباهت با ور جکّیدن ما).

***

اصطلاح محلی «چـِـکــَّه دورَه» به معنی رقص دسته‌جمعی محلی‌ست. به نظرم چـِـکــَّه در اینجا از همین فعل «جکیدن» برآمده. پس چـِـکــَّه را باید معادل رقص و پایکوبی گرفت و با این حساب چـِـکــَّه دورَه یعنی «رقص دوری» یا «رقص دایره‌ای». قاعدتاً صورت قدیمی‌تر و اصیل‌تر این واژه، جـِـکــّــَه /jekka/ بوده.

حاشیه. در متون تاریخی از یک نوع رقص دسته‌جمعیِ ترکی/جغتایی به نام جینکه/چــِنکــَه یاد شده است (مقدمه‌ی کتاب فرهنگ نصیری، منشی سلیمانشاه صفوی، به کوشش جوادی و فلور). قطعاً یا لفظ فارسی اصل ترکی دارد، یا برعکس. اگر اصل واژه ترکی باشد، پس چـِـکــَّه ربطی به فعل جکیدن به معنی جهیدن ندارد.

***

در فارسی قدیم، فعل «تــَـکیدن» داشته‌ایم به معنی تکان خوردن. به نظرم این جکیدن ما با آن تکیدن هم‌ریشه است.